۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه

آیا ایرانیان باید کلمات تحقیر آمیزی که اعراب به آنها تحمیل کرده اند را تکرار کنند

سگ واق واق می‌کند نه پارس. این ضربه‌ای بود که از تازیان خورده‌ایم که می‌خواستند ما پارسیان را خرد و کوچک کنند که این لقب را به پارسیان دادند.
غذا در زبان عربی یعنی پس آب شتر یا همان ش...ش است که این هم یکی دیگر از ضربه‌های تازیان هست که به هنگام خوردن شام یا ناهار می‌گفتند بگویید,غذا می‌خوریم.

به جای کلمه غذا از خوراک استفاده نمائید.
خواهشمندم این دو مورد را به دوستان فارسی زبان خود گوش زد کنید.. جهت اطلاع بیشتر می‌توانید به لغت‌نامه دهخدا مراجعه نمایید.

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

سبزهای تبریز 29 بهمن د ربازار تبریز تجمع خواهند کرد ...اطلاع رسانی وظیفه ماست

بسیاری از دوستان که انتقاد از عدم حضور تبریزها داشتند اینک بکوشند تا این تجمع را که سبزهای تبریز تدارک دیده اند تبلیغ کنیم.
وبلاگ جنبش سبز تبریز در مطلبی چنین آورده است:

هر كسي كه در تبريز باشد ؛ احتمالا شعارنويسي با رنگ سبز را بر روي ديوارهاي شهر ديده است كه نوشته شده :29بهمن بازار تبريز
اين شعار بر روي ديوارها به طور گسترده اي در خيابان دكتر قريب (كوي فيروز) ؛ در منظريه و خيابان آزادي و بسياري ديگر از خيابانهاي شهر ديده مي شود.ظاهرا سبزهاي تبريز قصد دارند تا 29بهمن در بازار تبريز تجمع كنند.ما نيز به ايشان مي پيونديم و در اين تجمع در روز پنجشنبه 29 بهمن ساعت 17 در بازار تبريز با شعار "مرگ بر ديكتاتور" و"مرگ بر كودتا" تجمع خود را برگزار خواهيم كرد.
29 بهمن ساعت 17 در بازار تبریز

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

خمس و زكات يادت نره

1-حدودا يك قرن قبل قند از كشور بلژيك به ايران صادر مي شد به دليل مسائلي كه ميان روحانيون و يكي از اتباع بلژيك پيش آمده بود فتواي حرام بودن قند صادر شده بود و كسي قند نمي خورد. يكي از تجار كه قندهايش رو دستش مانده بود به سراغ يكي از مراجع رفت و با تقديم خمس و زكات مشكل را براي وي مطرح كرد. بعد از آن بر فتواي قبلي تبصره اي صادر شد كه حرام بودن قند وقتي است كه مستقيما در دهان گذاشته شود ، اگر قند را پيش از گذاشتن در دهان در چاي بزنيد حلال مي شود . ……. هنوز هم بسياري از افراد مسن بدون آنكه دليل آن را بدانند ،قبل از آنكه قند را در هان بگذارند آن را در استكان چاي فرو مي برند


2-در دهه 40 خورشيدي نوشابه هاي پپسي كولا وارد بازار ايران ، شايعاتي مبني بهايي بودن مالك شركت توزيع كننده اين نوشابه­­ها بر سر زبان ها افتاد و فتوايي مبني بر حرام بودن خوردن پپسي كولا صادر شد. شركت توزيع كننده كه نمي خواست بازار را از دست بدهد خمس و زكات متعلقه را دو دستي تقديم يكي از مراجع كرد تا تبصره اي بر اين فتوا نوشته شود كه خوردن نوشابه هاي پپسي با شيشه حرام است اگر در ليوان ريخته شود حلال مي گردد……



3-در دهه 50 خورشيدي ماشين هاي لباس شويي وارد بازار ايران شد. خانواده هاي ايراني كه به احكام ديني پايبندي زيادي داشتند حاضر به خريداري اين محصول نبودند چون به اعتقاد آنها آب

موجود در محفظه اين ماشين كمتر از حد شرعي آب كر (سه وجب طول ،در سه وجب عرض ، در سه وجب ارتفاع) است و نجاست لباس ها را از بين نمي برد . اينبار تاجر مذكور خودش پيش قدم شد و با تقديم خمس و زكات توانست فتوايي بر كر بودن آب لوله كشي شهر كه به

دستگاه لباسشويي مي ريزد بدست بياورد



*مدت ها است كه فتوا ها مراجع اثر خود را از دست داده اند و در عوض نهادهاي دولتي فتوا هاي موثر صادر مي كنند .



4-چند سال قبل تير آهن هاي چيني وارد گمرك هاي ايران شدند و اداره استاندارد فتوا داد كه اين تير آهن ها غير مقاوم هستند و نبايد وارد بازار شوند . همين امر باعث گراني بي سابقه آهن در بازار كشور شد. تاجري كه از چين آهن وارد كرده بود به سراغ رئيس محترم استاندارد رفت و مانند اسلاف خود وجهي را در قالب خمس و زكات (يا چيز ديگري شبيه به باج) به ايشان

تقديم كرد و به فاصله چند ماه مشكل تيرآهن هاي مانده در گمرك حل شد و روانه بازار شدند.

5- مدتي قبل شركتي به نام تجاري محسن برنج هاي هندي را در بسته بندي هاي با برند خود وارد بازار كرد و با تبليغ گسترده توانست بازار كشور حتي استان هاي گيلان و مازندران كه در آنها برنج كشت مي شود را تسخير كند. اين برنج ها قدري مشكوك بودند چون در هر دمايي كه پخته مي شدند بازهم به هم نمي چسبيدند .باتوجه به وجود نشاسته درون برنج چنين چيزي قدري عجيب به نظر مي رسيد. يك نفر بيكار در مركز تحقيقات برنج براي پي بردن به راز اين برنج ها آنها را در يكي از آزمايشگاه هاي وابسته به مركز استاندارد آزمايش كرد و در آن مواد سمي خطرناك مانند آرسنيك و سرب مشاهده كرد. اين خبر رسانه اي شد و تبليغ براي اين برنج ممنوع شد. و عده اي تقاضاي جمع آوري اين برنج از بازار را داشتند. مالك برند محسن مقدار متنابهي خمس و زكات (يا هر اسم ديگري كه شما روي آن مي گذاريد ) را تقديم رئيس سازمان استاندارد كرد تا او نه تنها شخص بيكاري كه اين برنج ها را آزمايش كرده بود توبيخ كند بلكه قهرمانانه از سلامت اين برنج ها دفاع كند. حتي خود هندي ها هم اعلام كردند كه برنج هاي صادراتي شان آلوده است اما رئيس محترم استاندارد كه مي خواست وجه دريافتي اش حلال باشد هندي هارا ديوانه هاي متوهم دانست و خوردن برنج هاي هندي را بدون اشكال اعلام كرد. (البته اگر همسر خود ايشان از اين

برنج ها خريداري كند احتمالا بادريافت طلاق راهي منزل پدر شان خواهد شد) البته مالك برنج محسن راه رسم خمس و زكات دادن را به نيكي مي داند . و نه تنها برنج هاي آن از بازار جمع نشد كه توانست با تقديم مقداري از اين خمس و زكات به رئيس سازمان صداو سيما دستور العمل قبلي ايشان مبني بر ممنوعيت تبليغ برنج خارجي در راديو و تلويزيون ( كه در حالت جو گيري ايشان صادر شده بود) را ملغي كند و اكنون تبليغات اين برنج به صورت گسترده تر از سابق از راديو و تلويزيون پخش مي شود.

………..و اين داستان پرداخت به موقع خمس و زكات ادامه دارد
ارسال از محمد
بر گرفته از funiran

۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

آقای مهدی خزعلی مردم چرا شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را ندهند

این متن را با این وجود که به احتمال زیاد به دست جناب آقای مهدی خزعلی نخواهد رسید اما بر پایه ی امید که در دل دارم می نویسم شاید پاسخی برای آن پیدا شود
پاسخ به نامه آقای مهدی خزعلی به مهندس میر حسین موسوی
چرا نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران؟
آقای خزعلی از اینکه شما حامی جبهه اصلاحات هستید شکی وجود ندارد و از اینکه جریان حاکم را مورد نقد شدید قرار داده اید نیز مطالب بسیاری در دست هست . ولی آیا اینکه صرف منتقد بودن به افراد اجازه می دهد که از هر مطلبی بدون در نظر گرفتن جوانب آن انتقاد کنند در نظر نگارنده مورد تردید است .
جناب خزعلی آیا در هنگام نگارش نامه به این مطلب فکر کردید که چرا مردم این شعار را سر می دادند آیا این از سر احساسات بوده و یا بر اثر تحریک جمع کوچکی از مردم که غالبا نگاه به داخل را ارجح تر از نگاه به خارج می داند و یا نه و این شعار از یک زخم دل دیرین که تازه سر باز کرده سر چشمه می گیرد به نظر شما بر مردم رحیم ایران چه گذشته است که از صفات دیرین خود که از آموزه های قبل و بعد از اسلام سرچشمه می گیرد می گذرند و می خواهند که دست از حمایت مردم مورد ظلم فلسطین برداشته شود . آیا مردم صبح روز قدس از خواب بیدارشده اند و این شعار را در ذهن ساخته و پرداخته اند. به نظر نگارنده این چنین شعاری اگر ساخته ذهن احساسی و شور تظاهرات می بود این چنین حامیتی در میان مردم نمی یافت . از شما که ذهن نقاد و روشنی دارید انتظار می رود که ریشه های این مسایل را بیابید و آنها را مورد نقد قرار دهید چون مردم ایران نشان داده اند که از صفات زیبای اخلاقی خود عقب نمی روند و اگر این ریشه های مشکل برطرف شود بازهم به موضع چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار باز خواهند گشت .
جناب مهدی خزعلی
من از شمال سوال می کنم که آیا ما به سرمایه های خارج شده از ایران برای حمایت از آتش افروزی در فسطین نیاز نداریم ؟ آیا جوانان ما نیازمند به همان مسکنی که درلبنان ساخته می شود نیستد تا زندگی خود را بسازند . آیا ما در منطقه نیاز به اتحاد نداریم که سیاستمداران ما با گرفتن مواضع ضد سیاستهای اتخاذ شده در کشورهای عربی ما را در منطقه از لحاظ سیاسی تنهاتر می کنند ؟ و هزاران آیاهای دیگر که مردم آنها را می فهمند و با تمام وجودشان احساس می کنند.
آقای خزعلی
آیا مردم فلسطین نیز در قبال مردم مسلمان دیگر مسئول نیستند آیا آانها حمایت ما را تا به حال ندیده اند تا دلیلی باشد برای اینکه از سرکوب شدن حامیانشان در ایران اعلام انزجار کنند؟ آیا جوانان ما برای آنها آنقدر که جوانان آنها برای ما عزیز است عزیز نیستند ؟ آیا آنها صدای مظلومیت ما را نمی شنوند ؟ آیا صدای مادران داغدار که گوش فلک را کر کرده به گوش آنها نرسیده است ؟ آیا صدای پسران ودختران مورد تجاوز وجدان انسانی و اسلامی آنها را به درد نمی آورد؟ و بازهم هزاران آیای دیگر
آقای مهدی خزعلی
مطمئن هستم که شما هم این مطلب را شنیده اید که تعدای از مردم فلسطین لغب مبارک شهید را برای جلاد جوانان این مرز و بوم در جنگ تحمیلی و البته مردم ظلم دیده ی عراق استفاده می کنند. آیا بر گردن مسئولین ما نیست که از خون آن شهیدان حمایت کنند و این عمل آنها را تقبیح کنند و نیز بر گردن مردم و سیاستمداران فلسطین نیست که از خون شهدای ایرانیان که شرف مردم است حمایت کنند ؟
آقای خزعلی
این موارد تنها گوشه ای از مطالبی است که باعث بوجود آمدن شعارهایی از این دست می شود و مطمئنا اگر در میان مردم بروید و جویای نظرات آنها نیز شوید سوالات بیشتری از این دست از شما پرسیده خواهد شد و ابعاد بیشتری از این موضوع برای شما روشن خواهد شد .
البته این متن در جهت موجه کردن موضع نگرفتن مهندس موسوی در قبال این شعار نیست چون که جناب میر حسین موسوی در گرفتن مواضع خود چه قبل از این نامه و چه بعد از آن مختار بوده و خواهند بود اما حتی با موضع گیری مهندس موسوی در قبال این شعار سوالات مطرح شده در بالا باقی خواهد ماند و مردمی که راه بیان سوالات خود را در سر دادند شعار پیدا کرده اند بدون توجه به مواضع افراد مختلف به کار خود ادامه خواهند داد تا به اهداف خود و رفع تبعیض ها و تضادهای موجود برسند.
با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون

۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

خوش آمدگویی به خودم

با سلام به دوستان عزیز
و هرکسی که به وبلاگ من وارد میشه با این پست به خودم برای ورود به جمع وبلاگ نویسان تبریک میگم و سعی خودم رو خواهم کرد که با انتشار اخبار و مطالب معتبر و صحیح رضایت بازدیدکنندگان را فراهم کنم.